امیرحسینامیرحسین، تا این لحظه: 14 سال و 12 روز سن داره
نرگسنرگس، تا این لحظه: 10 سال و 1 ماه و 27 روز سن داره

امیرحسین جیگر مامان

این چند هفته......28صفر+سفر به اصفهان

1393/10/9 15:00
نویسنده : مامان عالمه
455 بازدید
اشتراک گذاری

سلام سلام/عزیزمامان امسال 28صفرازچندروز جلوتر از مراسم شله زرد بابایی اینا ما زودتر رفتیم خونشون تا هم شبها هیات بریم هم من به مادرجون و بابایی کمک کنم ما همچین عروسی هستیم دیگه خخخخخخخخخزیباخنده

 

 

این هم پسره من که داره کمک باباییش برنج خیس میکنهخسته

 

 

خب شب یلدا هم خونه ی بابایی پر از مهمون بود وقرار بود هر کسی یه چیزی واسه شب یلدا بیاره من هم به سفارش عمه  ژله درست کردم.

 

اون شب آغاز سرماخوردگیه شما بود و حسابی غر زدی شب هم که برگشتیم خونه تب داشتی ساعت 2 شب بود که هرچی خورده بودیو بالا آوردی من حسابی ترسیده بودم اینقدر گریه کردی فرداش هم دیدم داری تو تب میسوزی که با بابا میثم بردیمت دکتر.گفت گلوت چرک کرده.قرار بود اون روز بریم اصفهان که شما مریض شدی فرداش دیدم یکم بهتری پس تصمیم گرفتیم بریم اصفهان.سه شنبه شب رسیدیم و جمعه شب هم برگشتیم سفر خوبی بودید هرچند شما مریض بودی و حسابی غر زدی.اما بازم شکر

 

 

 

واین هم آبگوشت مخصوص بابایی اکبر که هر سال به مهموناش میده عالییییییییییییییییییییییییه

خوشمزه

 

 

روزیکه مریض بودی و تب داشتیغمگینغمگین

 

پریا جون خاله هم سرماخورده بود

پسندها (4)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (5)

مریم مامان دونه برفی
10 دی 93 10:04
به به معلومه كه شب يلدا حسابي بهتون خوش گذشته ..هميشه به شادي.
مامان نی نی
11 دی 93 12:23
سلام.وبلاگ قشنگی دارید. یه خواهشی ازتون دارم پسرم تو جشنواره عکس شرکت کرده، اگه امکان داره برای حمایت از اون لطفا عدد 88 رو به شماره 1000891010 پیامک کنید، پیشاپیش از لطفتون ممنونم.
مامان فاطمه
14 دی 93 15:26
سلام عالمه جون بابا حسابی سرت شلوغ بوده که ما شب یلدا نداشتیم من فقط یه چیز کوچیکی درست کردم که مائده با خودش ببره مهد به خاطر ماه صفر دیگه اطلا یلدا نگرفتیم . ماه هم خونه مامانم شعله زرد پختیم راستی ابجی خبر داری نی نی دارم . هنوز تازه رفتم تو سه ماه خیلی دلشوره دارم همه میگن ایشالا پسر بشه ایشالا پسر بشه خودم نذر اقا ابوالفضل کرده بودم که بهم یه پسر بده سالم اسمشو بزارم محمد طه بعدش هم نذر علی اصغر کردم و شد . برام دعا کن فقط سالم و سلامت باشه اول .
مامان آنیسا
16 دی 93 7:14
وای خاله جون نگو از سرما خوردگی که دلم خونه
زهرا مامان ایلیا جون
20 دی 93 2:26
به به خدا رو شکر که همگی دور هم بدرین و حسابی خوش گذروندین و چه ابگوشتی خوردین نوش جونتون .نذرتون هم قبول باشه